تبليغاتX
گروه ضد دختران دانشگاه آزاد خوی
بابا مگه به یه آدم چند بار یه چیزی رو میگن.

وبلاگ به آدرسه

http://www.2oshman.blogfa.com

منتقل شده البته خیلی وقته

 

 

+ نوشته شده توسط Moh3n در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 21:41 |

Women Are First

! Even to HELL

+ نوشته شده توسط SAEED در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 15:41 |
سلام عزیزان

من به علت مشغله ترم تابستانی و امتحانات ترم قبل نتونستم در خدمتتون باشم ولی "ان شاءالله" بعد از این در خدمتتون هستم تا دوباره آسفالت کاری رو شروع کنیم .

توجه توجه :{منظور آسفالت کاری جاده خاکی هاست }

عزیزانی که قبلا با ما آشنا بودند منظور منو زود فهمیدند.

+ نوشته شده توسط SAEED در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 15:1 |
يك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهرPostSmile!

۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذارهPostSmile!

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنشPostSmile!

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميدهPostSmile!

۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي

۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

ساعت ۸ شب


يك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخندهPostSmile!

۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش

۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنهPostSmile!

۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاقPostSmile!

۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

+ نوشته شده توسط Moh3n در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 15:39 |

 

+ نوشته شده توسط Moh3n در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 13:21 |
+ نوشته شده توسط Moh3n در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 10:37 |

يه خانم توی سن ۱۸ سالگی مثل توپ فوتباله... ۲۲ نفر دنبالش هستنPostSmile!
توی سن ۲۸ سالگی مثل توپ هاكيه... ۱۰ نفر دنبالش هستنPostSmile!

توی سن ۳۸ سالگی مثل توپ گلفه... ۱ نفر دنبالشهPostSmile!


توی سن ۴۸ سالگی مثل توپ پينگ پونگه... ۲ نفر هی از خودشون دورش می كنن و به طرف مقابل پاسش ميدنPostSmile!


توی سن ۵۸ سالگی مثل توپ جنگيه... كسی جرات نمی كنه از ۱۰ متريش رد بشه! PostSmile!

+ نوشته شده توسط Moh3n در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 13:32 |
زنان در سنين مختلف :

 8 سال : اونو رو تخت مي برن و براش داستان مي گن

 18سال : يه اون داستان مي گن تا ببرنش رو تخت

 28 سال : براي بردنش رو تخت احتياج به گفتن داستان نيست

8 3 سال : برات داستان ميگه تا تو رو ببره رو تخت

48 سال : براش داستان مي گي تا تو رو نبره رو تخت

 58 سال : يه داستان بايد جور كني تا از رو تخت بتوني فرار كني

+ نوشته شده توسط Moh3n در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 1:32 |

 

 

+ نوشته شده توسط Moh3n در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 0:45 |
صحنه اول:
در خیابان، ساعت
۵
عصر یک پسر یه دختر رو تو خیابون دیده که زیادی خوشگله و نمیتونه باهاش دوست نشه... میره جلو، و یکی از جملات زیر رو خواهد گفت:

۱-
ببخشید خانوم! پا میدی؟ واسه معلول میخوام.
۲-
میتونم شماره بدم پاره کنی؟
۳-
شماره کفشتم بدی زنگ میزنما...
۴-
راستی شماره عینک من میدونی چنده؟...ا...چرا جواب نمیدی؟ حالا مثلا اون دختره اینطوری جواب بده:

لطفا مزاحم نشید آقا... من نامزد دارم....

پسره:خوب من حاضرم با نامزد شما دوئل کنم.انتخاب اسلحه هم به عهده اون!(دختر به زور جلوی خنده اش را میگیرد)
دختره: ببین پسر خوب من جای مامان تو ام.
پسره:خوب من خیلی دوست دارم یه مامان خوب مثل شما داشته باشم تا شبا واسم قصه بگه,لالایی بگه
دختره: لطفاً مزاحم نشید پلیس صدا میکنم ها
پسره: خب بهتر همین جا عقدمون میکنن...
دختره: تو چقدر پر رویی بچه!
پسره: من شماره ام رو میدم شما اگر دوست داشتید زنگ بزنید.
دختره: باشه ولی قول نمی دم ها...
پسره: عیبی نداره زنگ نزن...
---------------------------------
صحنه دوم:

بقیه در ادامه مطلب...PostSmile!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Moh3n در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 19:58 |
اینم یه دروغه PostSmile!

 

دخترا اصلا بینی هاشون رو عمل نمی کنن .

 

هیچ وقت موهاشون رو رنگ نمی کنن مادر زاد مش شده .

 

هیچ وقت به هم دیگه چپ  چپ نگاه نمی کنن و به هم حسودی نمی کنن .

 

تمام طلا جواهراشون اصل اصله .

 

هرگزقبل از ازدواج ابروهاشون رو بر نمی دارن عمرا بردارن کی  گفته

 

بر میدارن نه بابا بر نمی دارن که مرتبش می کنن .

 

بی اجازه مامان و بابا هیچ وقت بیرون نمی رن .

 

به بهانه کتابخونه با دوستشون که با یه پسر بیرون نمیرن بیرون باورکنین .

 

انقدر خواستگار دارن که نمیدونن به کدوم جواب بدن !!!

 

همیشه سر به زیرن اصلا به غریبه ها نگاه نمی کنن ( کاش فقط نگاه بود)

 

بعد ازازدواج تازه میفهمن حروم شدن تفلیها خونه باباشون همه چیزداشتن .

 

چشماشون رواصلا لنز نمی ذارن رنگش مادر زادی سبزوآبیه وخاکستری

 

بنفش زرد و قرمز و ..........

 

تا حالا تو زندگیشون با هیچ پسری حرف نزدن !!! ( این دیگه ته دروغه )

+ نوشته شده توسط HADI در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 19:52 |
 

من هادی ام . بعد از مدت ها دوری دوباره اومدم. PostSmile!

۲خر خانوم ها آب سرد به مقدار زیاد همراه داشته باشند.PostSmile!

در ضمن سارا خانوم به شما هیچ ربطی نداره مدیر وبلاگ کیه . مدیر وبلاگ ما دوستی و عشق ما به جنس مذکره.PostSmile!

 

+ نوشته شده توسط HADI در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 19:17 |
يك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهرPostSmile!

۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذارهPostSmile!

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنشPostSmile!

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميدهPostSmile!

۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي

۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

ساعت ۸ شب


يك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخندهPostSmile!

۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش

۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنهPostSmile!

۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاقPostSmile!

۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

+ نوشته شده توسط Moh3n در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 18:30 |

 

نظرتون در مورد قالب جدید وبلاگ چیه؟

+ نوشته شده توسط Moh3n در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 17:55 |
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .


۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.

نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .

نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .

نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .

نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .

نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین

+ نوشته شده توسط Moh3n در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 22:39 |